تبليغاتX
در کوچه های شعر گناباد
سيد حسين بهجتي گنابادي شاعر و اديب ايراني در گناباد متولد شد. پدر او حاج سيد محمد تقي مهدوي از دانشمندان روحاني جو يمند گناباد بشمار مي رفت . سيد حسين در يازده سالگي براي تحصيل عازم مشهد شد . سپس عازم نجف گرديد و در پايان تحصيلات و انجام سفر حج به تهران مراجعت نمود . ديوان اشعار بهجتي شامل چهار هزار بيت شعر است ، وي همچنين رساله اي بنام “ نيروهاي روان “ نوشته است
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 18:57 توسط حمید خصلتی| |

یار دبستانی من ، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو، رو تن این تخته سیاه
ترکه ی بیداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما
دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علفاش
خوب اگه خوب ؛ بد اگه بد ، مرده دلای آدماش

دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه
کی میتونه جز من و تو درد مارو چاره کنه
یار دبستانی من ، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما ، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو ، رو تن این تخته سیاه
ترکه بیداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما


یار دبستانی من ، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما ، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو ، رو تن این تخته سیاه
ترکه ی بیداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما

دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علفاش
خوب اگه خوب ؛ بد اگه بد، مرده دلهای آدماش
دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه
کی میتونه جز من و تو درد مارو چاره کنه ؟
یار دبستانی من ، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما ، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو ، رو تن این تخته سیاه
ترکه ی بیداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 22:50 توسط حمید خصلتی| |
  گشایش وبلاگ درکوچه های شعر گناباد


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 14:39 توسط حمید خصلتی| |