چتر دامنت مرا
می رهاند از گزند باد های بی کسی
آی حور عین جاده های نور
ترجمان تک ستاره ی حضور
در کنار تو
شمارگان واژه های بی قرار
می رود فراتر از هزار
باوجود تو شهر از عدم گذر نمی کند
هر چه می سرایمت
تو برتری
از غزل
از قصیده
از قلم
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 21:57 توسط حمید خصلتی|
|
تو ضد ضرب میزنی به شعر خود سرانه ام
ومن سکوت می کنم شروع هر ترانه ام
صریح گفته ام عطش ترانه ساز می شود
چه نسبتی ست با تو وخماری شبانه ام
ولی تو تا دم سحر مرا مجاب می کنی
وعاقبت منم که سمت بی خودی روانه ام
پر از شکسته بالی ام به انتها نمی رسم
برای وقفه ای چنین تو می شوی بهانه ام
صدای پای سوختن زبانه می کشد زدل
تو گریه میکنی مگر به شعر عاشقانه ام
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 21:45 توسط حمید خصلتی|
|

