تبليغاتX
در کوچه های شعر گناباد

بعد از کدام زلزله اینجا خراب شد

 

آتش گرفت خانه ی دلها کباب شد

 

خشکیده رود های خروشان پیش از این

 

بعد ازشما تمامی دریا سراب شد

 

وقتی برای رفتنتان با بهانه ی

 

اینکه دعای دیشب تان مستجاب شد

 

رفتیدو دست های مرا جا گذاشتید

 

رفتیدو سقف ساده ی بودن خراب شد

 

من ماندم وشکستن بغضی پر از غرور

 

من ماندم و دوچشم که سرگرم خواب شد

نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 19:16 توسط حمید خصلتی| |