|
تو ضد ضرب میزنی به شعر خود سرانه ام
ومن سکوت می کنم شروع هر ترانه ام
صریح گفته ام عطش ترانه ساز می شود
چه نسبتی ست با تو وخماری شبانه ام
ولی تو تا دم سحر مرا مجاب می کنی
وعاقبت منم که سمت بی خودی روانه ام
پر از شکسته بالی ام به انتها نمی رسم
برای وقفه ای چنین تو می شوی بهانه ام
صدای پای سوختن زبانه می کشد زدل
توگریه می کنی مگر به شعرخود سرانه ام
حميد خصلتي |