تبليغاتX
در کوچه های شعر گناباد - بهانه جوي دير پا

 

وچارده ترانه نذر كرده ام

 

به ساحت بهار دامنت بياورم

 

اگر قلم صداي پاي عشق را،

 

 به سنگفرش كوچه ي رسيدنت

 

 قدم زند

 

و باز هم تو آشناي دير ،پاي خسته ي مرا نشانه ميروي

 

ومن كنار شاخه هاي مهرباني ات

 

به سمت سيب هاي سرنوشت محو مي شوم

 

دل

همان بهانه جوي دير پا

 

كنار چشمه هاي روشن هميشه جاري ات

 

هبوط مي كند

 

سكوت ميكنم

 

تا همان بهانه جوي دير پا دلم

 

باتو همنشين تازه اش چه ميكند

 

آسمان هواي يك بغل ستاره مي كند

 

دوباره دل

 

دو نيمه سيب مي شود

 

و ناودان خانه نور چكه ميكند

 

دوباره يك نگاه آشنا در استان در.....

 

وعشق مي رسد ز  راه

 

 

نوشته شده در چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 6:20 توسط حمید خصلتی| |