دوباره شعر هواي تورا بهانه گرفت
و سينه ريز غزل شورعاشقانه گرفت
لهيب همهمه دركوچه ي صدا پيچيد
سكوت بغض چنان راه بر ترانه گرفت
كه لحن عافيت ازسر خوشي فراتر رفت
دوباره آتش خاموش جان زبانه گرفت
طنين لهجه ي شيرين گيسوان كسي
مرا به سحر وجود تو در ميانه گرفت
دوباره نوبت بد مستي دل من شد
و چشم خانه به دوشت مرا نشانه گرفت |